ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه




داستان مردی را که هرگز نمی شناختم شنیدم٬ که حتماً خدا می خواست که این داستان را بشنوم.او رئیس امنیت شرکتی بود که باقیمانده اعضای خود را از حمله به برجهای دوقلو دعوت کرده بود تا فضای اداره خود را با آنها قسمت کنند. با صدایی پراز وحشت داستان اینکه چرا این افراد جان سالم بدر بردند و همکارانشان کشته شدند را تعریف کرد.تمام داستانها تنها چیزهای کوچکی بودند. شاید شما میدانید که مدیر آن شرکت بخاطر اینکه پسرش مهدکودکش شروع شده بود٬ آنروز دیر به سرکار می آید


ادامه مطلب

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

دانلود فایل Monica عکس و بیوگرافی + اهنگ جدید تفکر دکترینال فارس کوین درخت کاج دبیرستان پسرانه حمید غیبی ثابت بلاگ زیورالات دانستنی ها